
گزارش صعود به قله علم کوه گروه دامون انزلی در اواسط فصل تابستان با همراهی کوهنوردان انزلی اجرا شد (سرپرست خانم سمیه میرزاجانی)
گزارش صعود قله علم کوه
تاریخ اجرای برنامه: 2 و 3 مرداد 1404
تعداد اعضای شرکت کننده: 19 نفر
سرپرست: سمیه میرزاجانی
راهنما: منیره شجری کهن
جلودار: خاطره بابایی
عقب دار: پیام فرح نوری
قله علم کوه دومین قله بلند ایران میباشد که با توجه به زیبایی های منحصر به فرد منطقه محبوبیت بسیاری بین کوهنوردان مخصوصا در فصل تابستان دارد.
مسیرهای صعود متفاوتی برای رسیدن به قله علم کوه وجود دارد، ولی چند مسیر رایج دارد که از محبوبیت بیشتری بین کوهنوردان برخوردار میباشد.
1- مسیر جبهه جنوبی قله علم کوه که اکثر کوهنوردان از این مسیر صعود میکنند و از قرارگاه رودبارک شروع و پس از رسیدن به تنگه گلو, مسیر صعود شروع می شود که به دشت حصارچال میرسد و گروه دامون هم همین مسیر را برای صعود انتخاب کرد.
2- مسیر جبهه شمالی قله علم کوه که پیمایش سخت تری نسبت به مسیر جنوبی دارد و از قرارگاه ونداربن شروع میشود و پس از رسیدن به پناهگاه سرچال و صعود فنی از علم چال و سیاه سنگ از شرق به قله دسترسی پیدا میکند.
3- مسیر دیواره قله علم کوه از گرده آلمان ها مشابه صعود سیاه سنگ میباشد ولی این بار دسترسی قله از سمت شمال است.
4- مسیر دیواره شمالی قله علم کوه که ابتدای مسیر مانند مسیر قبلی می باشد و پس از عبور از سرچال و علم چال و دیواره شمالی به قله میرسد.
همان طور که گفته شد، مسیر صعود گروه دامون از سمت دشت حصارچال می باشد
با توجه به برنامهای که از قبل توسط تیم فنی تدارک دیده شده بود، شرکت در این برنامه منوط به شرکت در دو برنامه پیش نیاز گروه بود, تعداد شرکت کنندگان در این برنامه 19 نفر بود.
اجرای برنامه:
ساعت 23:30 چهارشنبه 2 مرداد، کلیه نفرات در میدان بی بی حوریه انزلی حضور یافتند
با یک مینی بوس به سمت کلاردشت حرکت کردیم و ساعت 5 صبح به قرارگاه رودبارک رسیدیم
تعدادی از اعضای گروه با یک خودروی شخصی از شب قبل در قرارگاه رودبارک مستقر شده بودند
هنگام پیاده شدن از مینی بوس, باد نسبتا سرد ولی دلچسبی از ما استقبال کرد.
قرارگاه رودبارک دارای یک سالن جهت استراحت موقت کوهنوردان و چند اتاق در بالای ساختمان بود که همنوردان ما شب قبل در آنجا مستقر شده بودند.
پس از صرف صبحانه در قرارگاه و چند ساعت استراحت، در ساعت 9 صبح سوار وانت شدیم و به سمت تنگه گلو حرکت کردیم
از قرارگاه تا تنگه گلو مسیر خاکی بوده و حدود 22 کیلومتر مسافت داشته و از ارتفاع 1550 به 3250 رسیدیم
این مسیر به وسیله نیسان وانت و پاترول محلی مستقر در قرارگاه قابل رفت و آمد هست.
ساعت 10:15 به تنگه گلو رسیدیم و طبق هماهنگی هایی که از قبل صورت گرفته بود مقرر شده بود , کلیه بارها توسط قاطر به حصارچال حمل شود و اعضای گروه با کوله سبک به سمت دشت حصارچال پیمایش خود را شروع کنند
مدت زمان پیمایش حدود 2 ساعت تخمین زده شده بود;
ولی به محض پیاده شدن از وانت در تنگه گلو متوجه شدیم به دلیل مشاجره بین کوهنوردان و قاطر چی ها در آن روز هیچ قاطری برای حمل بارهایمان به سمت حصارچال وجود نداشت و ناچارا همه اعضای تیم باید بارشان را خودشان حمل میکردند
همین موضوع باعث شد که تصمیم به برگرداندن مقداری از بارهای اضافی از قبیل چادر و آب اضافه به پایین گرفتیم و همه افراد تا حد ممکن کوله های خود را سبک کردند و همچنین یکی از نفرات به دلیل آسیب کتف امکان حمل بار سنگین را نداشت و تصمیم گرفت به قرارگاه رودبارک برگردد و شب را در آنجا بماند.
پس از 75 دقیقه معطلی برای جا به جا کردن بارهای اضافه, ساعت 11:30 پیمایش خود را به سمت دشت حصارچال شروع کردیم و با توجه به سنگین بودن کوله ها با گامی کند تر و با استراحت های بیشتر حرکت کردیم تا انرژی کمتری از دست بدهیم و توان کافی برای روز دوم داشته باشیم.
مسیر تنگه گلو تا دشت حصار چال 3 کیلومتر است که دارای پاکوب بوده و کاملا مشخص است و بعضی قسمت ها مقداری شیب بیشتر داشته و همچنین ارتفاع تنگه گلو هم 3250 متر بوده و ارتفاع دشت حصار چال 3750 متر می باشد.
ساعت 15:40 به دشت حصارچال رسیدیم و از چادر ثابتی که در دشت مستقر بود چای و آبجوش گرفتیم و کمی استراحت کردیم و عکس دسته جمعی گرفتیم
سپس شروع به برپایی چادر هایمان کمی دورتر از محلی که همه چادر ها برپا شده بودند کردیم.
قرار شد پس از کمی استراحت, راس ساعت 18 همگی آماده برای پیمایش به سمت دریاچه لشکرک شویم تا پروسه هم هوایی و پویا ماندن افراد گروه انجام شود و تا حد ممکن اثرات افزایش ارتفاع کمتر شود
با گامی آرام در ساعت 18:50 به دریاچه زیبای لشکرک رسیدیم و پس از گرفتن عکس های دسته جمعی به سمت چادر هایمان حرکت کردیم;
در اواخر مسیر غروب زیبایی پیش رویمان بود و کل منطقه را به شکل وصف ناپذیری زیباتر کرده بود, همگی محو تماشای کوهستان آرام و با شکوه بودیم.
پس از رسیدن به محل چادر ها, همگی مشغول آماده کردن کوله های صعود خود برای فردا شدیم و پس از خوردن غذا و نوشیدنی گرم, در کنار همدیگر، ساعت 20 همزمان با تاریک شدن هوا به داخل چادرهایمان رفتیم;
مقرر شد صبح فردا ساعت 4:30 همگی آماده صعود باشیم, دمای منطقه برای خواب بسیار مطبوع و بدون وزش باد بود و همگی توانستیم استراحت کاملی داشته باشیم.
صبح جمعه پس از خوردن صبحانه ساعت 4:30 آماده صعود به قله علم کوه شده بودیم که یکی از اعضا با هماهنگی سرپرست و راهنما تصمیم گرفت که در چادر بماند و در صورت مساعد شدن حال عمومی با یکی از همنوردان خِبره دیگر که در منطقه حاضر بود و قرار بود صعود انفرادی به قله داشته باشد اقدام به صعود نماید.
سپس با 17 نفر به سمت قله به راه افتادیم, مسیر با شیب کمی شروع میشد و میزان دما و شدت باد مناسب بود, همچنان که راه میرفتیم خورشید هم طلوع میکرد و نور نارنجی اش در آسمان طنازی میکرد
کم کم ارتفاع میگرفتیم و برای جلوگیری از بروز علائم ارتفاع زدگی در شیب های تند, گام را آهسته تر میکردیم تا ضربان افراد بالا نرود و خستگی بر آنها فایق نشود;
پس از عبور از زیگ زاگهای بزرگ, کم کم شیب مسیر هم افزایش یافت, مسیر بسیار شلوغ و مملو از حضور کوهنوردان از جاهای مختلف کشور بود که هنگام رد شدن از کنار هم, خوش و بشی هم داشتند و با پرسیدن اینکه از چه شهری آمده اید و بعد از آن با زنده باد گفتن به آن شهر همدیگر را تشویق میکردند و برای هم آرزوی موفقیت میکردند و از کنار هم رد میشدند.
پس از طی کردن نیمی از مسیر سمت چپ مان دره بود و مسیر صعود هم بسیار باریک بود و با توجه به شلوغی مسیر در روزهای آخر هفته، سرعت صعود هم کاهش پیدا کرده بود ولی قلههای زیبای منطقه علم کوه باعث میشد که سختی مسیر کمتر حس شود و گاهی حواسمان چنان پرت تماشای اطراف میشد که امکان داشت لغ بودن سنگهای زیر پایمان حادثه ساز شود.
در نهایت ساعت 10:50 همه اعضای تیم با خوشحالی به قله قله علم کوه رسیدیم و به دلیل ازدحام جمعیت روی قله پس از گرفتن عکس یادگاری بلافاصله به سمت پایین برگشتیم
در مسیر برگشت, آن یک نفر از اعضای تیم که صبح شرایط صعود نداشت، به همراه دوست همنورد دیگرمان به سمت قله در حرکت بودند و در این لحظه خوشحالی صعودمان کامل شد.
با توجه به اینکه چند نفر از همنوردانمان دچار علائم ارتفاع زدگی از جمله سردرد و تهوع شده بودند با هماهنگی راهنمای برنامه مقرر شد سریع ارتفاع کم کنیم و در ارتفاع پایین تری استراحت کنیم.
تصمیم راهنمای برنامه این بود که از همان مسیر صعود، اقدام به بازگشت کنیم و برای حفظ سلامت افراد از مسیر پُر شیب تر و کوتاهترِ شن اسکی حرکت نکنیم و در نهایت ساعت 16 به دشت حصارچال و چادرها رسیدیم.
پس از استراحت و خوردن غذا و نوشیدنی گرم قرار شد ساعت 17:45 همگی آماده حرکت به سمت تنگه گلو شویم و همزمان بارانی به صورت نم نم در حال بارش بود و در لحظه ای که بارها را آماده حمل کرده بودیم یکی از همنوردان متوجه حضور قاطرها در منطقه شد و همه با خوشحالی بارهای اضافه و چادرهایمان را تحویل قاطرچی ها دادیم و سبک تر به سمت پایین به راه افتادیم;
زیبایی منطقه را این بار با خیال راحت نظاره کردیم و از کنار یخچال ها گذشتیم و صدای رودخانه ما را به وجد آورده بود
با تمام خستگی سعی میکردیم چشم هایمان را از دیدن زیبایی ها سیراب کنیم و در نهایت ساعت 19:05 به تنگه گلو رسیدیم و هوا رو به تاریکی رفته بود
هم زمان قاطر ها هم رسیدند;
بارهایمان را تحویل گرفتیم و سوار وانت شدیم و به قرارگاه رودبارک برگشتیم
در آنجا پس از آنکه دست و رویی شستیم مجدد سوار مینی بوس شدیم و ساعت 4 صبح به شهرمان انزلی رسیدیم.
نویسنده گزارش: سمیه میرزاجانی